جیمز جویس
1882 دوبلین
1941 زوریخ
بعضی آدمها بزرگند و امّا واگری تویش نیست.مثلا جیمز جویس بزرگ است گرچه ترجمه شاهکار او
"اولیس "چاپ نشده ومترجم آن منوچهر بدیعی با توجه به شرایط امروز دنیای نشر تمایلی به این کار
ندارد و طبیعی است نمیتوان خردهای به او گرفت.دو کتابی از جویس را که من به عنوان یک کتابخوان
عادی خواندم "دوبلینی ها"و" چهرهء مرد هنرمند در جوانی" است.دوبلینیها به دلم ننشست.
مخاطبش من نیستم.مخاطبش دنیای مسیحیت و ایرلند است.باید آشنا به این دو مقوله باشی
تا ظرایف نکتههای جویس را بیابی.چهرهء مرد هنرمند در جوانی سختخوان است با نثری سنگین
و موضوعاتی که با وجود کتابچه توضیحات مترجم باز دور از ذهن مینماید.نثری تخصصی که ظرایف خاص
خود را دارد.این کتاب سرگذشت دوران کودکی و جوانی خود نویسنده است.شهامت نویسنده در نمایاندن
روح عریانش برای من مخاطب شرقی ستودنی است.موردی که قبلا در کتاب " زیستن برای بازگفتن "
از مارکز هم به چشمم آمده بود.البته این مشکل ما ایرانیهست که برای چاپ کتاب با خیلی از کلمه ها
درگیری پیدا میکنیم.